ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
82
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كيخسرو كه از كشته شدن او آگاهى يافت ، برآشفت و كينهء طوس را در دل گرفت و به يكى از عموهاى خويش كه با طوس بود نامه نوشت و دستور داد كه طوس را دستگير كند و به بند اندازد و او را دست بسته پيش وى بفرستد و فرماندهى لشكر را خود به عهده گيرد . او نيز چنين كرد و با آن لشكر به جنگ افراسياب رفت . افراسياب سپاهيانى را به جنگ او فرستاد . دو لشكر با هم نبردى سخت كردند و گروه بسيارى كشته شدند و سرانجام ايرانيان بر فراز كوهها گريختند و پيش كيخسرو برگشتند . كيخسرو عموى خود را كه نتوانسته بود در آن جنگ كارى از پيش ببرد ، به كيفر رساند و سرزنش كرد و بر آن شد كه نبرد با تركان را پيگيرى كند . از اين رو فرمان داد كه بار ديگر تمام لشكريان وى را گرد آورند و هيچ كس از تن دادن به پيكار خوددارى نكند . همين كه سپاهيانش گرد آمدند ، آنان را آگاه ساخت كه مىخواهد به توران زمين از چهار سوى بتازد . بدين انديشه ، گودرز را به فرماندهى بيشترين گروه از لشكريان گماشت و فرمان داد تا به شهرهاى تركان از بخشى كه پيوسته به بلخ است حمله برد . درفش كاويان را نيز درين لشكر كشى به دو سپرد . اين درفش بزرگترين پرچم ايرانيان بود و آن را بيرون نمىفرستادند مگر همراه برخى از شاهزادگان هنگامى كه جنگى بزرگ پيش مىآمد . لشكر ديگرى نيز از سوى چين فرستاد . لشكرى هم از نواحى درياى خزر گسيل داشت و لشكرى ميان اين دو لشكر